|
گوشه ای از یک مثلث یا مربع. گوشه پایین ستاره پنج پر برعکس
|

اگر سنگ بیفتد از آسمان
فرودی خواهد یافت
سهمگین و پر شتاب
اگر تیغ برکشد خورشید
شرری خواهد داشت
تیز و خروشان
برایم پیغام دادی
شاد بودی و سرزنده
و امروز روز تاریک من بود
چگونه چنین فارغ و راحت
می نویسی و می چرخی و بر خود می گذرانی؟
وسوسه را خاموش کرده ام
اما می ترسم
می ترسم از اینکه راه ما راه غلطی باشد
منتهی به دوزخ بی پایان جدایی
اکنون که جدا هستیم اما فردا چه؟
افسوس که وقتی ناخوشم به یاد تو می افتم
در شادی های من دیگر جایی برای تو نیست
وقتی دلتنگم و نگران
تو را می خواهم
و وقتی شادم و خندان
نبودت را می طلبم
چرا؟
چرا که چنین خواستی و چنین کردی و چنین افتاد
و امروز سنگ بر من فرود آمد و تیغ بر من نشست
تا تو را کی سنگ زند قضای روزگار
8/9/84