تبليغاتX
گوشه ها
گوشه ای از یک مثلث یا مربع. گوشه پایین ستاره پنج پر برعکس

چنانکه پیشتر بر شمرده شد حزب سیاسی اجتماعی "چپ مارکسیست بورژوا" در روشنفکری الگو بودی و تمامی طلبگان و رهپویان راه نا هموار و پر دشوار روشنفکری بر وی اقتدا نمودی و پشت وی نماز کردندی.

اما دوم حزب عرصه های سیاسی و اجتماعی موثر در زمین و زمان "لیبرال امپریالیست محافظه کار" نام گرفت و چونانکه نقل خواهد شد واقف خواهید آمد که این حزب شهیر و قدیر و کبیر و مهین و حزین و خفیف در زمین خدا چه ها نمودی, چه موشها که ندواندی و چه چوبها که لای چرخ ندوزاندی[1] که تا وی را چنین نام نهاند و چنین شد.

شاعران و ذاکران و مراقبان و شبروان و ملازمان و از آنها مهمتر حواران تا کنون از این موجود جلیل القدر خلیل المقام ذلیل المکان را به نام منحوس و مانوس "رنگارنگ" می شناسند. چونانکه در استاد نامهء شاهدزد شهیرنقلها بر وی رفته و چهره ها از وی نمودار گشته است.

 

لیک آنچه در این مقال مهم بوده شناساندن چهره سیاسی این شخصیت برجسته می باشد. تا پویندگان وجویندگان طریقت دموکراسی را رهنمونی باشد به سوی او.

مقدما به ارائه شرحی از برجستگی های کلی و جزئی مذکورالذکر می پردازیم باشد که در نظر افتد و مورد قبول درگاه الوهی استاد قرا گیرد... آممممممممین.

 

 

برجستگی بر دو دسته است:

1.       جزئی

2.       کلی

در مورد سوژه از هر دو دسته برجستگی به وفور به چشم می خورد. بر جستگی های جزئی مانند بینی و چانه گرد. و طبعا برجستگی های کلی مانند لپَین و خوب جسارتا معده گاه عزیز و گرانمایه ای که در سنوات گذشته مامن و آرامشگاه تابستانی و پائیزی استاد بوده. شاعر گرانقدر و شهیر در این باب چنین فرمود که:

دو لپونت پیاله پرز می بی            دو زلفونت خراج ملک ری بی

شکم گویی که پُر پَر بالش است و    سراستاد بر وی آرَمی بی

 

بله عزیزان من, رنگارنگ عزیز که در خلقت یکی از عجایب و یکی از شاهکارهای مادرش شناخته شد اکنون آستین بالا زده تا در سیاست نیز انگشتی فرو برد و چوبی بچرخاند.

حزب "لیبرال امپریالیست محافظه کار" برخلاف حزب قبلی که کلا علی اللهی و گتره ای پیش می برد, به شدت ساخت یافته و کاملا قانونمند عمل می نماید و از این رو بیشتر از حزب قبلی هوادار داشتی و همه به نوعی سر و دست می شکنند تا به جرگه هواداران این حزب بپیوندند. در این باب عده ای از مخبران و گزارش اندوزان ما به تلاشی طاقت فرسا دست زند و حاصل دسترنج آنان یک مصاحبه مطبوعاتی بود و خلاصه ای از اساسنامه بلند بالای حزب که به نوبت به آنها می پردازیم.

در این بخش به علل محدود و معلومی که خودمان می دانیم اساسنامه حزب را منتشر می کنیم. لازم به ذکر است که این اساسنامه گرانبار از سخنان گرانمایه و کلمات قصار این عزیز و این یگانه نماینده حقوق بشر در خاور میانه , استخراج شده است.

 

  1. فقط با اسلحه می شود مملکت را گرداند.
  2. اصل زندگی من: هر کسی دشمن است مگر خلاف آن ثابت شود.
  3. سمبوسه ای که 200 تومان باشد حتما غیر بهداشتی است
                                                
    (بارها توسط خودش تایید شده)
  4. فاحشه ها دموکراسی را نهادینه کرده اند.
  5. سمت من در باران "و" می باشد.
  6. مشارکت مردمی ترین حزب جهان است.
  7. دموکراسی را در خاور میانه باید با چماق نگه داشت.
  8. تروریست اصلا انسان نیست.

 

و این بود هشت سنگ بنای[2] اصلی کار و فعالیت سیاسی و اجتماعی حزب شهیر و قدیر "لیبرال امپریالیست محافظه کار" با نمایندگی انحصاری از یگانه منجی عالم بشریت و داعیه دار دموکراسی جرج بوش کبیر. ضمنا هر گونه مشاوره در زمینه خرید لوازم صوتی تصویری و خصوصا "سونی" و همچنین مشاوره در زمینه خرید لپ تاپ و گوشی موبایل و ... از طرف این حزب پذیرفته می شود.

"این یک سونی است..."

و یا به قول رنگارنگ:

 

"سونی نیست؟؟؟؟ صوتی که هست!!!!"

 


[1]

به فتح واو و سکون اول دال. ماضی استمراری نزدیک از مصدر اندازیدن.

به معنای تام انداختن به عمد و پرت کردن با تمام قدرت.

 

[2]

شایان ذکر است که نه هشت سنگ بنای یاد شده در بالا ارتباطی به هشت آجر تجارتهای شاخه ای دارد و نه رنگارنگ شهیر و عزیز ما هیچ نسبت و نسبیتی با آن آقای پات من !!!!!

+ نوشته شده در  2006/2/1ساعت 11:43 AM  توسط کیمی  | 

 
Nuclear Blast