|
گوشه ای از یک مثلث یا مربع. گوشه پایین ستاره پنج پر برعکس
|
می خوام با یک گروه مو سیقی جدید آشناتون کنم. تا به حال در مورد موسیقی چیزی توی این وبلاگ ننوشته بودم. راستش بحث راجع به موسیقی رو گذاشته بودم واسه روز مبادا. برای مواقعی که دیگه حرفی واسه گفن نداشته باشم.
نمی دونم تا چه حد با گروه دیمو برگیر آشنا هستین. اصلا نمی دونم چقدر با موسیقی بلک متال آشنا هستین. حتی نمی دونم که آیا با موسیقی متال آشنا هستین یا نه. اما به هر حال این مطلب خواننده های خاص خودش رو داره. قبل از هر بحث و کلامی وبسایت گروه دیمو برگیر رو بهتون معرفی می کنم و توصیه می کنم حتما یه سری بهش بزنین. http://www.dimmu-borgir.com اگه حتی از بلک متال خوشتون نمیاد حتما از طراحی وبسایتشون خوشتون خواهد اومد.
اما توی این سایت در تاریخ 18 فوریه خبری مبنی بر گروه جدید شگرث (لیدر گروه دیمو برگیر و وکالیست این گروه) با نام chrome division زده شده که با استناد به اون شما رو به سایت تجاری این گروه جدید هدایت می کنم. http://www.chromedivision.com

مختصری از وصف حال گروه را با هم مرور می کنیم.
بنا بر گفته سایت chrome division تشکیل این گروه چیزی شبیه به یک اتفاق بوده است. همه می دانند که شگرث روحش را در دست چپ شیطان قرار داده است. اما همه نمی دانند که چهره دیگری از این شخص وجود دارد. قلب او در گرو راک ان رول کثیف است. این خصوصیت شگرث تا تابستان سال 2004 پنهان ماند. تا زمانی که وی دو تن از دوستان قدیمی خود, Lex Icon از گروه Kovenant و Luna از گروه Ashes to Ashes را فراخواند. در طی ماه ها تمرین و نوشیدن آبجو گروه chrome division شکل گرفت ... .
اعضای گروه هم اکنون به صورت زیر است:
- Shag -> guitars
- Eddie guz -> vocals
- Tony -> drums
- Luns -> bassguitar
- Ricky Black -> guitar
مدتهاست که چیزی ننوشتنم. دیگه همون یکی دو تا بازدید کننده ای رو هم که داشتم از دست دادم. باورم نمی شه که این طوری شده باشم. اصلا دست و دلم به کار نمی ره. نمی دونم چی باید بنویسم. به نظرم باید کرکره رو بکشم پایین و برم تعطیلات. بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که همه چیز مقطعیه. هیچ چیزی دائمی نیست. دیگه هیچ امیدی باقی نمونده.
راستش رو بگم اصلا تصمیم نداشتم دیگه چیزی پست کنم. ایندفعه واقعا می خواستم کرکره رو بکشم پایین و تعطیلات دائمی اعلام کنم. اما یه چیز منو به خودم اورد. یکی دو هفته پیش انتخابات شورای صنفی دانشکده بود. هیچ کس نرفته بود رای بده. هیچ کس که ... , یعنی به حد نصاب نمی رسید. یه لحظه خطر بزرگی احساس کردم. با اینکه شورای صنفی رو یه تشکل خیلی تضعیف شده تقریبا به درد نخور می دونستم اما به نظرم اومد که اگه باشه و به درد نخور باشه خیلی بهتر از نبودنشه. خودم مجاز به رای دادن نبودم. آخه هنوز این ترم رو ثبت نام نکرده بودم اما تا جایی که تونستم برای وادار کردن بچه ها به رای دادن تلاش کردم. و سرانجام به حد نصاب رسید.
خیلی از کار خودم راضی نیستم. ولی یه چیز واسم مشخصه. هیچ وقت نباید امید خودمون رو از دست بدیم. خیلی از کسانی که من ازشون خواستم برن و رای بدن دلایل خیلی باحالی واسه رای ندادنشون اوردن. دلایلی که خودم هیچ مخالفتی باهاشون نداشتم و به نظرم خیلی منطقی می رسید. –"مگه شورای صنفی تا حالا چیکار کرده؟؟؟" –"ای بابا شورای صنفی فقط یه اسمه." –"به رای دادن ما که نیست. هر کسی رو که بخوان می فرستن تو" و ... .
نکته ای که هست اینه که امید تنها چیزیه که ما آدمها داریم. و نا امیدی بزرگترین بیماری شناخته شده در طول تاریخ. اگه نا امیدی نبود هیچ وقت مردم اجازه نمی دادن که اعراب بیان و مملکت رو ویران کنن. اگه نا امیدی نبود هیچ وقت ما که یکی از متمدن ترین اقوام در کل دنیا بودیم الان جهان سومی و بی فرهنگ و تروریست شناخته نمی شدیم. همش شعاره می دونم!! اما من یه چیز دیگه هم می دونم که شما نمی دونین. و اون اینکه کیمیا یعنی همون چیزی که قرار بود فلزات رو به طلا تبدیل کنه وجود داره.
هر چیزی امکان پذیره, اگه فقط باور داشته باشی. Every thing is possible if you just believe