|
گوشه ای از یک مثلث یا مربع. گوشه پایین ستاره پنج پر برعکس
|
شبانه ها

شبانه ها تراویدن
و تنهایی سکوت
تجربه ای شیرین در میان خطوط منقطع
شکستگی بالهای بی پر
اگر زاویه را تنگ تر کنی
در چشمان فرو می رود
و اگر گشاد کنی
چشم را می پَرد
شمشیر شکسته
بر لبه سه شاخ می ساید
صدای سایش , صدای مرگ , صدای غرش
شبانه ها نوشتن
و کاغذ و خطوط
رقصی موزون در میان همهمه امواج
شکستگی حروف احمر
اگر حلقه را بگشایی
برون افتی
و اگر تنگ نمایی
خفگی
لحن محاوره
در تلاطم مرسل می جوشد
صدای امواج , صدای مرگ , صدای غرش

شبانه ها شکفتن
شکفتن و شکفتن
و در آخر
پژمردن
و مردن
شبانه ها خفتن
خفتن و خفتن
و سرانجام
رفتن
و مردن