تبليغاتX
گوشه ها
گوشه ای از یک مثلث یا مربع. گوشه پایین ستاره پنج پر برعکس

براي مردن يک جايي لازم است.

براي مردن وقت خاصي لازم است.

براي مردن بايد تصميم گرفت.

براي مردن...

                        بايد مرد

 

«سيگار نکشيد...»؛ «دخانيات عامل اصلي سرطان و براي سلامتي مضر است...»؛ «خطر مرگ...»؛ «استعمال دخانيات ممنوع...»؛ اينها علائم هشدار دهنده­اي است که روزانه بارها و بارها از مقابل نظرمان رد مي­شوند و به بهانه عمر طولاني­تر به انجام ندادن کاري که دوست داريم تشويقمان مي­کنند.

مسئله اين است که کاري که نبايد کرد چه معني مي­تواند داشته باشد. آيا فقط هشدارها و اختارهاي بازدارنده مختص دخانيات و برخي خوراکي­هاي خاص است؟ آيا خود شما بارها توسط مادرتان از اينکه سشوار به موي خيس بزنيد منع نشده­ايد؟ آيا از زدن ژل منعتان نمي­کنند؟ آيا از اينکه زياد آرايش کنيد منعتان نمي­کنند؟ آيا به شما نمي­گويند که با حيا و نجيب باشيد؟ به جنس مخالف خود دست نزنيد و ... ؟

چرا که نه؟!!

چرا کاري را انجام ندهيم؟

چه دليلي دارد که سيگار نکشيم؟ چون براي سلامتي ضرر دارد؟ يعني باعث مرگ زودرس مي­شود؟ يعني عمر را کوتاه مي­کند؟

چرا شما که دختر 16 ساله­اي هستيد بايد دوست پسر نداشته باشيد؟ چرا نبايد آرايش کنيد و زير ابرو برداريد يا تتو کنيد؟ چون زشت است؟ چون عيب است؟ چون دور از نجابت و حيا است؟

چرا نبايد مشروب بخوريم؟ چرا نبايد شيشه بکشيم؟ چه دليلي دارد که از اين همه چيزهاي موجود در دنيا که بيشترشان به صورت طبيعي وجود دارند، استفاده نکينم؟ آيا اينکه ممکن است اثر سوء داشته باشد و احتمال دارد که سرطان بگيريم دليل کافي براي انجام ندادن يک کار است؟

 

مسئله اين است که کاري که مي­شود کرد را بايد کرد. و اگر کسي بگويد نکن بايد دليل کافي براي حرف خودش بياورد. دليل کامل و قابل قبول. نه از نظر خودش. از نظر من. کسي حق ندارد بپرسد که چرا سيگار مي­کشي؟ چون جوابش اين است که: «چون کاري است که مي­شود انجام داد. شما دليل بياوريد که چرا نکشيم؟...» و يا در مورد هر کدام از ممنوعات ديگر اين اجتماع. خودمان را ذجر مي­دهيم، از بسياري کارهاي لذت آور منع مي­کنيم و در نهايت فکر مي­کنيم که خيلي مردم وارسته و درستي هستيم.

آيا ما واقعا مردم درست کار و وارسته­اي هستيم؟

 

+ نوشته شده در  2008/6/2ساعت 10:50 AM  توسط کیمی  | 

 
Nuclear Blast