|
گوشه ای از یک مثلث یا مربع. گوشه پایین ستاره پنج پر برعکس
|
اين دوستان ما که ادعايشان در دوستي و ياري روزي کون خر را پاره کرده بود، الان نه تنها سراغي از ما نميگيرند بلکه حتي در ياهو مسنجر ما را ميبينند و رويشان را بر ميگردانند که مبادا وقت با ارزششان براي من بيارزش تلف نشود.
با وجود چنين کساني ديگر حرفي براي گفتن در اين وبلاگ باقي نميماند. شايد بهتر باشد که درش را گل بگيرم و بروم دنبال غازچراني. خيلي جالب است! حتي يک نفر سري به اينجا نميزند. البته به جز عزيزترينم که حتي اگر پست خالي هم بزنم هم سر ميزند و نظر لطفش را دريغ نميکند. اما واقعا بايد ناله کرد و فغان سر داد.
چيزي به ذهنم نميرسد الا اين شعر زيبا که نميدانم از کيست و فقط ميدانم که کاملا گوياي احوال من در اين لحظات است.
گردي از راهي نميخيزد سواران را چه شد
مرده اند از بيم ياران نامداران را چه شد
جز صداي جغدها چيزي نميآيد به گوش
قمريان آخر کجا رفتند ساران را چه شد
از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت
بلبلان قرقاولان کبکان هزاران را چه شد
دور تا دور من از دشمن سياهي ميزند
دوستان ما کجا رفتند ياران را چه شد
هرکجا سوز زمستان است و تاراج خزان
روح تابستان و ابر نوبهاران را چه شد
زير سم لشگر ضحاک پشت من شکست
کاوه لشگر شکن کو شهسواران را چه شد
لشکر توران به قلب سرزمين ما رسيد
رستم و گودرز کو اسفندياران را چه شد
خشکسالي در زمين بيداد و غوغا ميکند
بخشش هفت آسمان کو باد و باران را چه شد